علمی ، مذهبی
ارائه مطالب مرتبط با حوزه تبلیغ
پیامبر اکرم (صلی الله) فرمودند:هشت گروه هستند که اگر اهانتی به آنها شد فقط خودشان را سرزنش کنند

اول:کسی که به جایی که دعوت نشده برود

دوم:کسی که مهمان باشد وبه صاحب خانه دستور بدهد

سوم:طلب خیر کردن از دشمن

چهارم:طلب خوبی از انسان پست فطرت

پنجم:گوش دادن به حرف دو نفر که سری صحبت میکنند

ششم:کسی که پیش سلطان خودش را خوار وذلیل کند

هفتم:کسی که به مجلسی برود که اهلش نیست

هشتم:کسی که در جایی سخن بگوید که توجه به حرفش ندارند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 توسط محمد رضا خواجوی |
قالرسول الله:لویعلم العبد مافی رمضان لود ان یکون رمضان سنه 

اگر بنده می دانست چه خوبیها وبرکاتی در رمضان است آرزو می کرد ای کاش تمام سال رمضان می بود

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: در دعای انسان مومن سه خصلت است

۱-یا به اجابت میرسد

۲-یابه اجابت نمیرسد وروز قیامت تبدیل به ثواب وحسنه میشود وبه حساب شخص دعا کننده واریز میشود

۳-ویا دعای انسان مومن از او  رفع بلا میکند در صورتی که اجابتی نباشد

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم تیر 1391 توسط محمد رضا خواجوی |
باسلام خدمت دوست عزیز مدرسه شمیم بله خواجوی امام جماعت مدرسه شمیم تابستان خوبی داشته باشید

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |

اهداف بعثت

1 - رفع اختلاف

بشر در آغاز داراي زندگي اساس و جامعه اي ابتدايي بود و چون به تدريج بر تعداد افراد افزوده شد، بين آنان بر اثر تضاد منافع، اختلافات رخ داد، از اينرو نيازمند راهنما و قانون شدند. بر اين اساس، يكي از اهداف بعثت انبيا(ع) به بيان قرآن كريم بر طرف كردن تنازع و كشمكش بين مردم مي باشد؛ آنجا كه مي فرمايد:
«مردم ]در ابتدا[ يك دسته بيشتر نبودند ]و تضادي در ميان آنها وجود نداشت. تدريجا جوامع و طبقات پديد آمدند و سپس در ميان آنها اختلافات به وجود آمد[. پس خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند و كتاب آسماني كه به سوي حق دعوت مي كرد، بر آنها نازل نمود تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند، حكومت كند.» (بقره. 213)
پيامبر اكرم(ص) نيز پس از بعثت و به محض فراهم شدن زمينه تشكيل حكومت اسلامي با هجرت از مكه به مدينه، نخستين اقدامي كه كرد، ايجاد الفت و برادري در بين مسلمانان و رفع اختلاف و پراكندگي و خشكاندن ريشه دشمني ديرينه بين دو قبيله بزرگ مدينه، يعني «اوس» و «خزرج» بود. (1) قرآن كريم به اين جريان چنين اشاره دارد:
همگي به ريسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسيله ايجاد وحدت) چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت ]بزرگ[ خدا را بر خود به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دل هاي شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد.»(آل عمران. 103)
وجود مقدس آن حضرت پيوسته عامل وحدت و همبستگي بود و بارها در موقعيت هاي گوناگون موجب برطرف شدن اختلافات ميان قبايل مختلف و يا صفوف مسلمانان مي شد.

2 - برقراري قسط و عدل

از ديگر اهداف بعثت رسولان الهي به ويژه رسول اكرم(ص)، فراهم كردن شرايط براي قيام مردم به عدل و داد است. بدين منظور پيامبران(ع) با تجهيز شدن به دلايل روشن، كتاب هاي آسماني و ميزان سنجش حق از باطل، مأموريت يافته اند تا در راستاي برقراري قسط و عدل در جامعه تلاش نمايند. قرآن در اين باره مي فرمايد:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛ (حديد. 25) ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب ]آسماني[ و ميزان ]شناسايي حق و قوانين عادلانه[ نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.»
مراد از بينات، معجزات و دلايل عقلي است كه پيامبران(ع) از آنها بهره مند بوده اند و منظور از ميزان - كه به معني وسيله وزن كردن و سنجش است - مصداق معنوي آن، يعني قوانين و مقررات الهي و يا دين و آيين است كه معيار سنجش خوبي ها و بدي ها، و ارزش از ضد ارزش ها است. (2)
در خصوص، پيامبر خاتم(ص) نيز قرآن كريم پس از بيان مأموريت آن حضرت براي ايجاد وحدت در بين انسان ها و استقامت و پايداري در اين راه، مسئوليت برقراري عدالت در جامعه را به ايشان نسبت مي دهد و مي فرمايد: «قل آمنت بما انزل الله من كتاب و امرت لاعدل بينكم؛ (شوري. 15) بگو ]اي پيامبر![ به هر كتابي كه خداوند نازل كرده، ايمان آورده ام و مأمورم در ميان شما به عدالت رفتار كنم.»
عدالت آرزوي ديرينه بشر است كه همواره در طول تاريخ در جستجوي آن بوده و اگر هرچه تلاش نموده، كمتر به آن رسيده، علتش جز اين نيست كه از اهداف بعثت انبياي الهي(ع) فاصله گرفته است و براستي كه امروزه تنها در سايه سار بعثت رسول اكرم(ص) و عمل به دستورات هدايت بخش قرآن و عترت - اين يادگاران جاويد پيامبر(ص) - است كه مي توان به قسط و عدل واقعي نايل گرديد.

3 - پيراستن جان ها از پليدي ها

به حق، برانگيخته شدن پيامبري درس نخوانده و از ميان توده مردم برخاسته، (رسول امي) نعمت بسيار بزرگي از سوي پروردگار است كه سزاوار منت گذاري خداست؛ پيامبري كه موظف به تلاوت آيات روح افزاي الهي به منظور تطهير نفوس مردم از پليدي هاي شركت و عقايد باطل و خوي هاي پست حيواني و رشد و نمو آنان به اخلاق فاضله و تربيت در فضاي ملكات انساني مي باشد؛ چنان كه آن حضرت خود فرمود: «بعثت لاتمم مكارم الاخلاق؛ (3) من مبعوث شدم تا اخلاق كريمانه را به اتمام و اكمال برسانم.»
قرآن كريم در يك آيه مي فرمايد: «هوالذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم...؛ (جمعه. 2) او (خدا) كسي است كه در ميان جمعيت درس نخوانده، رسولي از (جنس) خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنان را پاكيزه كند...»
و در آيه اي ديگر از آن جهت كه تنها مومنان، تحت تاثير آيات وحي راه طهارت و تزكيه نفس را مي پيمايند و به فضايل اخلاقي زينت مي يابند، منت گذاري خدا را متوجه مومنان مي داند و مي فرمايد: «لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم...؛ (آل عمران. 164) خداوند بر مومنان منت نهاد هنگامي كه در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك گرداند.»
بنابراين از اهداف مهم ديگري كه قرآن كريم براي مبعث رسول خاتم(ص) برشمرده، تزكيه و تربيت مردم براي به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاي متعالي انساني و در نتيجه تنظيم روابط نيك با خالق و مخلوق در جامعه اسلامي است.

4 - آموزش قرآن و حكمت

قرآن مجيد در ادامه دو آيه فوق، هدف ديگر از بعثت رسول اكرم(ص) را پس از تلاوت آيات الهي و تزكيه و تربيت نفوس، تعليم كتاب و حكمت به مردم معرفي مي كند. و يعلمهم الكتاب و الحكمه.
چنان كه گفته اند، «كتاب» اشاره به قرآن و تعليمات آسماني آن دارد و «حكمت» اشاره به فلسفه و اسرار معارف قرآن و به فرموده علامه طباطبايي: «تعليم كتاب و حكمت شامل تمامي معارف اصولي و فروعي دين مي گردد.» (4)
اما اينكه در راستاي تبيين اهداف بعثت، در سه آيه از قرآن (همچون دو آيه مذكور) تزكيه قبل از تعليم كتاب و حكمت ذكر شده و در يك آيه، بعد از آنها بيان گرديده (بقره129. ) نشان دهنده اين حقيقت است كه اين دو امر تاثير متقابل در يكديگر دارند و همان طور كه تربيت صحيح اخلاقي، زاييده علم حقيقي است، علم حقيقي هم نتيجه تربيت صحيح اخلاقي مي باشد.
بدين ترتيب، پيامبر اكرم(ص) از بين توده مردم به امر مقدس رسالت برانگيخته شد تا با تلاوت آيات الهي، مردمي را كه به صراحت «و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» (آل عمران164. ) در ضلات و گمراهي آشكار به سر مي بردند و گرفتار سيه روزي و بدبختي، جهل و ناداني و آلودگي هاي گوناگون معنوي بودند، به بركت تعليم كتاب و حكمت، تربيت نمايد و به سوي كمال انساني سوق دهد؛ چنان كه در مدت كوتاه رسالت خويش، انسان هاي بزرگي همچون علي(ع)، فاطمه(س)، سلمان، مقداد، ابوذر و مانند آنان را تربيت كرد و تحول عظيمي در جامعه آن روز حجاز ايجاد كرد و زمينه گسترش تعاليم حيات بخش و معارف هدايتگر دين خود را براي هميشه توسط اهل بيت(ع) خويش به سراسر دنيا فراهم ساخت.

5. عبادت و بندگي

اگر مقصود از آفرينش جن و انس به بيان آيه شريفه «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» (ذاريات56. )، عبادت پروردگار عالميان است، هدف نهايي از بعثت پيامبران الهي، به ويژه خاتم رسولان(ص) نيز جز رساندن بشر به جايگاه والاي عبوديت موحدانه و نجات او از پرستش طاغوت نخواهد بود:
«ولقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت؛ (نحل36. ) ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.»
اميرمؤمنان علي(ع) مي فرمايد: «همانا خداوند، محمد(ص) را به حق مبعوث كرد تا مردم را از پرستش بندگان خدا ]نجات بخشد و با خود[ به سوي پرستش خدا ببرد.»(5)
چه اينكه پرستش خدا متوقف بر پذيرش توحيد و يكتايي پروردگار و ولايت او بر همه موجودات هستي است كه موجب خروج انسان از ظلمت شرك و كفر و ناداني و رذايل اخلاقي، و عروج به نور كمال انساني مي باشد؛ در حالي كه عبادت طاغوت (شيطان و هرچه در مقابل حق است) باعث سقوط آدمي به قعر ظلمات گمراهي و مايه گرفتاري در عذاب الهي است:
«خداوند ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند، آنها را از ظلمت ها به سوي نور بيرون مي برد؛ ]اما[ كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوت است كه آنها را از نور به سوي ظلمت ها بيرون مي برد. آنها اهل آتش اند و هميشه در آن خواهند بود.»
آري، به فرموده رهبر معظم انقلاب: «پيام مبعث را مي شود در قرآن در بخش هاي برجسته اي جستجو كرد... يكي پيام خروج از ظلمت و ورود به نور ]است[... انسان ها را از ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، خلقيات بد، فتنه هاي ميان افراد بشر، خرافاتي كه بر ذهن هاي انسان ها حاكم مي شود، پنجه مي اندازد و آنها را از راه مستقيم منحرف مي كند. از ظلمات ظلم و طغيان خارج مي كند و به نوري كه مقابل آن است، هدايت و دلالت مي كند(6) نوري كه در واقع همان حقيقت توحيد و عبوديت موحدانه است و همه ارزش ها و فضيلت ها در پرتو آن قرار مي گيرد و به عنوان ثمره والاي بعثت پيامبر(ص) يگانه راه رهايي انسان از اسارت شيطان و هواي نفس مي باشد.

6. اتمام حجت

رحمت واسعه خداوند اقتضا مي كند كه حكم عقل را به سبب بعثت رسولان خود به حكم نقل تأييد و تقويت كند و حجت و راهنماي باطني (عقل) را با حجت و راهنماي ظاهري (رسالت) همراه سازد و بدين ترتيب، راه سعادت و خوشبختي را فراروي بندگانش بگستراند كه: «انا هديناه السبيل اما شاكر او اما كفورا؛ (انسان. 3) ما راه را به انسان نشان داديم كه يا شكرگذار است و يا ناسپاس.»
و اين گونه است كه با برخورداري بشر از نعمت رسالت و هدايت، حجت الهي بر او تمام مي شود و جاي هيچ گونه عذر و بهانه اي براي مجرمان و گنهكاران باقي نمي ماند؛ چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «و ما كنا معذبين حتي نبعث رسولا؛ (اسراء. 51)
و ما هرگز ] شخص يا قومي را[ مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبري را مبعوث كرده باشيم.»
و حضرت علي(ع) درباره رسول خدا (ص) مي فرمايد: «گواهي مي دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده خداست. او را فرستاد تا فرمان خدا را اجرا كند و بر مردم حجت را تمام نمايد و آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.» (7)
و اين چنين است كه بشر امروزي نيز در برابر مظاهر فريبنده و جاذبه هاي دروغين دنيايي، به واسطه گرفتاري در غل و زنجير هوا و هوس معذور نخواهد بود و نسبت به قهر و انتقام الهي هيچ گونه حجت و دليلي نخواهد داشت.

سخن آخر

بعثت پيامبر اكرم (ص) به عنوان سر سلسله قافله انبيا (ص) عالي ترين موهبتي است كه پروردگار عالميان به بشر ارزاني داشته تا از رهاورد آن، جان ها از پليدي هاي شرك و گناه زدوده شود و با ترتيب نقوس درپرتو تعليم كتاب آسماني و اسرار و معارف ديني، قسط و عدل درجامعه انساني حكمفرما گردد و اختلافات كه سر منشأ جز جهل و ناداني و دنيا دوستي و خودخواهي ندارد، برطرف شود و آدمي به عروج بر فراز آسمان عبوديت و كمال نايل گردد و بدين ترتيب حجت بر همه افراد بشر از مؤمن وكافر تمام شود.
منبع : مركز فرهنگ و معارف قرآني

پي نوشت :

1 - ر. ك. تفسير نمونه، ج3، ص25
2 - ر. ك. تفسير الميزان، ج19، ص 171، تفسير نمونه، ج 23، ص. 370
3 - بحار الانوار، ج 76، ص. 372
4 - تفسير الميزان، ج 1، ص. 330
5 - الكافي شيخ كليني، ج 8، ص 386، ح. 586
6 - بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولين نظام به مناسبت مبعث پيامبر اكرم (ص)، 1376. 9. 7
7 - نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، ص 131، خطبه 38.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |

سيدمحمّدرضا حسينى

حجاب، گوياى انتخاب يك عقيده است و آدمى، عقيده و مرام را با دو خصيصه (شناخت) و (انتخاب) بر مى گزيند، بدان مى بالد و براساس آن زندگى مى كند و تمامى رفتارهاى خود را براساس آن شكل مى دهد. هرچه شناخت و اختيار انسان، عميق تر شود، عقيده و مرام او نيز پايدارتر است. حجاب نيز اين چنين است; يعنى محصول شناخت و بينش هايى است كه (زن) از هستى، انسان، روابط اجتماعى و چگونگى تكامل و رشد صحيح خود دارد. او بدين باور رسيده است كه با پوشش دادن به خود، سير معنوى جامعه را سرعت مى بخشد و مانعى بر سر راه به وجود نمى آورد، چرا كه هركس چه زن و چه مرد جاذبه هاى ثروت، شهرت، مقام و يا بدن را به چشم ديگران آورد، رهزنى كرده و آدميان را از مسير رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان ها به جاذبه ها و به نمايش گذاشتن آن ها، چشم و دل انسان هاى كم ظرفيت را كور مى كند و از نور معرفت محروم مى دارد; از همين رو است كه (حجاب) و (پوشش) واجب شده است.
اين چنين پوشش، براى سيه دلانى كه به (فلاح) و (رستگارى) نمى انديشند و در صدد تاراج سرمايه و جاذبه ها هستند، هميشه مانع بزرگى بوده است، از اين رو در طول تاريخ همواره در صدد كشف حجاب از زنان بوده اند. استعمارگران كه چادر و حجاب كامل را دژى آهنين بر سر راه اهداف شوم و پليد خود مى ديدند، كوشيدند تا آن را از بين ببرند. در ايران اين كار به دست رضاخان صورت گرفت، به طورى كه با رواج تجددطلبى و گرايش به مظاهر غربى در كشور، بازار غرب زدگى رونق يافت و حتى هم زمان در مصر، تونس و اندونزى نيز آغاز شد.
در زمانى كه رژيم شاه سخت مى كوشيد تا فرهنگ برهنگى و بى بندوبارى و بى حجابى را ترويج كند، استاد شهيد مطهرى همواره تلاش مى كرد تا با اين منكر مبارزه كند. او معتقد بود چون دانشكده الهيات مكانى محترم و مقدس است، خانم هاى دانشجو بايد حجاب اسلامى را رعايت كنند.
استاد سيد محمد باقر حجتى در اين باره مى نويسد:
(در يكى از سال ها كه شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهيات، نخست رو به فزونى نهاده بود… و داوطلب ها عبارت از چندصد نفر بودند كه شمارى از آن ها [را] دختران و… تشكيل مى دادند. و قهراً در آن روز شمارى از زنان بى حجاب بودند، استاد بزرگوار شهيد آية اللّه مطهرى اين مطلب را قبلاً پيش بينى كردند و از آن جا كه سخت تلاش مى نمودند فضاى دينى دانشگاه با ورود زنان بى حجاب آسيب نبيند، در يكى از جلسات شورا پيش نهاد كردند كه دختران و زنانى كه مى خواهند در اين دانشكده به تحصيلات خود ادامه دهند، بايد با پوشش محتشم (داراى حجاب شرعى) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصيل آن ها معذور است. اين پيش نهاد مورد تصويب اعضاى شورا و رئيس وقت دانشگاه كه شخصى آرام و متين بود و به استاد آية اللّه شهيد مطهرى بسيار احترام مى گذاشت قرار گرفت. قبل از شروع كنكور اختصاصى دانشكده، استاد گران مايه تعداد زيادى روسرى تهيه كردند و در روزهايى كه از كشف حجاب در رسانه هاى گروهى اعم از مطبوعات و راديو تلويزيون تعريف و تمجيد مى كردند، بخشى از اين روسرى ها را به نگهبان درب جنوبى و بخشى را به نگهبان درب شمالى دانشكده سپرد و به آن ها فرمود: هر داوطلب زن كه بدون حجاب وارد دانشكده مى شود، يكى از اين روسرى ها را به او هديه كنيد تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشكده اى كه بسان يك مكان مقدس است، نيايد. در آن روز از اين روسرى ها استقبال خوبى به عمل آمد.)(1)
مستر همفر، جاسوس انگليس مى گويد: (در مسئله بى حجابى زنان بايد كوشش فوق العاده اى به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بى حجابى و رها كردن چادر مشتاق شوند… پس از آن كه حجاب زن با تبليغات و سعى [ما] از ميان رفت، وظيفه مأموران ما آن است كه جوان را به عشق بازى و روابط نامشروع با زنان تشويق كنند و بدين وسيله فساد را در جوامع اسلامى گسترش دهند. لازم است زنان غيرمسلمان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقليد كنند.)(2)
متأسفانه همان تفكر امروزه با ترفندها و شيوه هاى جديد بى آن كه سخنى از برداشتن حجاب بياورند به وسيله بعضى از دگرانديشان كج انديش القا مى شود تا از اين طريق زمينه تضعيف اصل حجاب و ترويج فرهنگ برهنگى و هرزگى فراهم شود و حيثيت زنان پايمال گردد. 

فلسفه حجاب
حجاب يعنى پوششى كه كرامت, عفت و وقار زنان و دختران را تضمين كند و هر چيزى كه اين نظر را تأمين كند حجاب است. اما ريشه حجاب چيست و چه دلايلى آن را به وجود آورده است؟ استاد شهيد مطهرى در اين خصوص مى گويد:
(مخالفان حجاب سعى كرده اند جريانات ظالمانه اى را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند, و در اين جهت ميان حجاب اسلامى و غيراسلامى فرق نمى گذارند; چنين وانمود مى كنند كه حجاب اسلامى نيز از همين جريانات ظالمانه سرچشمه مى گيرد… ما مجموع آن ها را ذكر مى كنيم… بعضى فلسفى و بعضى اجتماعى و بعضى اخلاقى و بعضى اقتصادى و بعضى روانى است كه ذيلاً ذكر مى شود:
1. ميل به رياضت و رهبانيت (ريشه فلسفى)؛
2. عدم امنيت و عدالت اجتماعى (ريشه اجتماعى)؛
3. پدرشاهى و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروى وى در جهت منافع اقتصادى مرد (ريشه اقتصادى)؛
4. حسادت و خودخواهى مرد (ريشه اخلاقى)؛
5. عادت زنانگى زن و احساس او به اين كه در خلقت از مرد چيزى كم دارد, به علاوه مقررات خشنى كه در زمينه پليدى او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است (ريشه روانى)).(3)
استاد شهيد مطهرى معتقد بود كه: (علل نام برده يا به هيچ وجه تأثيرى در پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بى جهت آن ها را به نام علت حجاب ذكر كرده اند و يا فرضاً در پديد آمدن بعضى از سيستم هاى غير اسلامى تأثير داشته است, در حجاب اسلامى تأثير نداشته است.)(4)
فلسفه اى را كه اسلام براى حجاب و پوشش اسلامى بيان مى كند غير از موارد ياد شده است. خداوند عفاف و حيا را براى زن جزو خصلت وجودى او قرار داده است, از اين رو همه زنان مسلمانى كه داراى فطرت پاك هستند داراى اين خصلت مى باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش كالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمين كننده عفاف و حيا مى باشد.
با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد كه هيچ يك از مواردى را كه روشن فكران به عنوان عامل پيدايش حجاب بيان داشته اند, با روح اسلام سازگار نيست و با فلسفه حجاب از ديدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابى كه اسلام براى زنان تعيين فرموده به معناى در خانه ماندن و نداشتن فعاليت اجتماعى نيست, بلكه زنان با رعايت كامل حجاب مى توانند در اجتماع و هرجا كه ضرورت داشته باشد, حضور داشته باشند. هنگامى كه خليفه دوم درباره فدك در مسجد با مردم صحبت مى كرد, حضرت زهرا(علیه السّلام) براى دفاع از خود به همراه عده اى از زنان با پوششى كه حتى كفش آن حضرت نيز معلوم نبود, به طرف مسجد رفت, و يا حضرت زينب(علیه السّلام) كه بعد از شهادت امام حسين(علیه السّلام) در بين راه كوفه و شام و در مجلس يزيد به سخنرانى پرداخت. اين دو نمونه روشن نشان دهنده آن است كه اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نيست, اما شرط آن اين است كه حجاب اسلامى را به طور كامل رعايت كنند.
 
اهميت حجابدر قرآن مجيد چند آيه پيرامون حجاب وجود دارد كه اهميت آن را به خوبى روشن مى كند. در اين جا به سه آيه اشاره مى كنيم:
* (وإذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلكم أطهرُ لِقلوبِكم و قلوبهنَّ;(5) و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را از آنان [همسران پيامبران] مى خواهيد, از پشت پرده بخواهيد; اين كار براى پاكى دل هاى شما و آن ها بهتر است.)
در اين آيه, خداوند به مؤمنان فرمان مى دهد كه با همسران پيامبر از وراى حجاب سخن گويند. اين حكم درباره ساير زنان نيز قابل تعميم است, زيرا خداوند متعال طهارت و پاكى را براى همه زنان مى خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نيست, زيرا پيامبر(صلی الله علیه و آله) همسران خود را به مسافرت و بعضى از جنگ ها مى بردند. در خصوص ساير زنان نيز همين طور است.
* (يا ايها النَّبى قُل لازواجك وبناتك و نساء المؤمنين يُدنينَ عليهِنَّ مِن جلابيبهنَّ ذلك اَدنى اَن يُعرفنَ;(6) اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها [روسرى هاى بلند] خود را بر خود فرو پوشند, اين مناسب تر است تا شناخته شوند.)
اما اين كه (جلباب) چيست, نظرها مختلف است; بعضى به پيراهن و جامه گشاد و بزرگ(7) معنا كرده اند, عده اى ديگر پيراهن يا لباس گشاد(8) را صحيح مى دانند و برخى آخر به جامه اى از چارقد بزرگ تر و از عبا كوچك تر(9) مى گويند; لكن از مجموع اين معانى معلوم مى شود كه (جلباب) از روسرى امروزى بسيار بزرگ تر بوده به طورى كه حجم زيادى از بدن را مى پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن براى پوشش استفاده مى كرده اند.
* (وقُل للمؤمنات يَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و يَحفَظنَ فروجهُنَّ و لايُبدينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها ولْيَضرِينَ بِخُمُرهِنَّ على جيوبِهِنَّ ولا يُبدينَ زينتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ;(10) به زنان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و دامن هاى خود حفظ كنند و زيورهاشان آشكار نكنند مگر آن چه پيدا است, سرپوش هاى خود بر گريبان ها بزنند و زينت هاى خود را آشكار نكنند مگر براى شوهران.)
اسلام مى خواهد زن, وقار, كرامت و شخصيت خود را حفظ كند, از اين رو پوشش را براى او واجب كرد و هيچ پوششى نيز بهتر از چادر سياه نيست, كه تضمين كننده عفاف است. به خاطر اهميت بحث حجاب و ضرورت شناخت فلسفه حجاب, علاقه مندان به پژوهش در مقطع ديپلم و بالاتر مى توانند با انتخاب يكى از موضوع هاى زير, مقاله خود را تهيه و به دفتر مجله ارسال دارند.
 
پى نوشت ها:1ـ مجله با معارف اسلامى آشنا شويم, شماره 42, ص140.
2ـ خاطرات مستر همفر, ترجمه دكتر محسن مؤيدى, ص84.
3ـ مسئله حجاب (انتشارات صدرا, پاييز1373) ص31 و32.
4ـ همان, ص32.
5 ـ احزاب(33) آيه 53.
6 ـ همان, آيه 59.
7ـ فيروزآبادى, قاموس المحيط (داراحياء التراث, بيروت, لبنان, 1412) ج1, ص173.
8 ـ المنجد (چاپ بيست وششم, نشر نو) ص96.
9ـ لسان العرب (نشر ادب الحوزه, 1363) ج1, ص272.
10ـ نور(24) آيه 31.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |
شهادت حضرت امام کاظم تسلیت باد

امام کاظم (علیه السلام )فرمودند:یا هشام من کف غضبه عن الناس کف الله عنه غضبه یوم القیامه

ای هشام کسی که خشم خود رااز مردم باز داردخداوندنیزخشم خود رادرروزقیامت از او بازخواهد داشت

لقب امام کاظم است یعنی فرو خوردن خشم در عصبانیت

امروزه خانه وخانواده باید کانون محبت باشداعضای یک خانواده نیاز به محبت همدیگر دارند محبت باید جای عصبانیت وبد اخلاقی رو پر کندبعضی از آقایان هستند خوشی وخنده روبا دیگران دارند وبد اخلاقی رابا خانواده ویا

برعکس ممکن است خانمی اینطوری باشد که این روش مورد قبول اسلام واهلبیت نیست دین اسلام میگوید از کودکی باید باکودک مهربان بودبه طوری که اگربچه ای راببوسد ثواب وحسنه برای پدر ومادر نوشته میشود



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |




برای رسیدن به بهشت جه کار کنیم  ؟



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 توسط محمد رضا خواجوی |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر